درباره یوگا

به منظور درک هرچه بهتر روش استاد آیینگار و شناخت چگونگی توسعه آن باید ابتدا با ویژگی های این سبک آشنا شوید. گسترش هوشیاری از عملکرد جسم، ذهن و احساس بر یکدیگر و هماهنگی عمیق آنها به منظور توسعه آرامش، شعف، شادی و سلامتی در این سبک خلاصه می شود. چنین کیفیتی از یگانگی قوای وجودی می توان والاترین توان فرد را در مواجهه با شرایط گوناگون زندگی به کار گیرد. بدین دلیل استاد آیینگار، یوگا را بعنوان هنر زندگی نامیده اند.

ویژگی دیگر این سبک هم تراز بودن تمام محورهای مورد نظر بدن است به اعتقاد ایشان می بایست که در اتمام هر آسانایی، همه چیز سر جایش گذاشته شود و با انجام هر آسانا باید مدیتیشن کرد و کمال زیبایی را در حرکات باید آفرید. شناخت آیینگار یوگا از ریزه کاری های هر آسانا، او را فراتر از سیستم اسکلت و ماهیچه ای بدن برد. او بدن خود را به عنوان آزمایشگاهی استفاده کرد تا تاثیر هر آسانا را روی ارگان های داخلی و سیستم عصبی مشاهده کند. به همین دلیل علم آساناها را طوری توسعه داد که با هر سیستم دیگر قابل مقایسه نیست. او بیشتر از ۲۰۰ آسانای کلاسیک را سیستماتیک کرد. همچنین ۱۴ نوع مختلف پرانایاما را با ریکشن های مختلف ابداع کرد. همچنین با استفاده از وسایل و یوگا تراپی باعث شد که استاد آیینگار بتواند هزاران نفر را با مشکلات مختلف درمان کند. ایشان معتقد بودند که وقتی شاگرد بتواند آساناها را به درستی انجام دهد و ظرفیت شش ها را به خوبی گسترش دهد، معلم می تواند او را به سمت پرانایاما هدایت کند.

عقیده محکم استاد آیینگار در مورد یوگا به همراه جاذبه او در هنگام تدریس چه برای افراد محدود یا برای هزاران نفر خیلی مشخص بود. او با وجود بازنشستگی کلاس های مدیکال را اداره می کردند و علی رغم درخواست های زیاد برای تدریس، کمتر تدریس می کردند.

استاد آیینگار در کتاب درخت یوگا تحت عنوان "فقط یک یوگا وجود دارد" به مطالب فوق الذکر اشاره نموده اند و با توجه به تعریف یوگا طبق هاتا یوگا پرادی پیکا و یوگا سوتراهای پاتانجلی در این کتاب گفته اند که راه اول با کنترل پرانا و راه دوم با کنترل فکر و سکون ذهن به جایگاه واحدی خواهند رسید و لذا تفاوتی بین آنها نیست.